|
04 آذر 1386 ساعت 01:41 |
|
فقيد سعيد استاد رضا روزبه فرزند افتخارآفرین شهر زنجان است. درارديبهشت سال 1300ش، در خانوادهاى اهل علم و تقوی در شهر زنجان پا به عرصه وجود نهاد. پدرش كربلايى محمود خياط فرزند حجةالاسلام شيخ جواد زنجانى، از شاگردان آيتاللّه ميرزا محمدتقى شيرازى بود و مادرش سيده ربابه دخت حاج سيدتقى، از سادات مشهور و صاحب كرامت آن سامان شمرده مىشد. وى در كنار تعليمات ابتدايى و آموزش متوسطه، علوم حوزوى را تا سطوح عالى نزد پدر و عمويش و استادان مشهورى چون حاج شيخ حسين دينمحمدى، حاجآقا سيدمحمد امام جمعه، سيدمحمود موسوى زنجانى و ... به پايان برد و در هركلاس و پايهاى دانشآموز ممتاز شناخته شد .با اتمام دوره متوسطه، چند سالى در دبستان توفيق زنجان به تعليم و تربيت دانشآموزان پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل در دانشسرای عالی به تهران مهاجرت كرد. وی در می یابد که علم طبیعت شناسی و کشف رازو رمز طبیعت فلسفه خلقت است و احکام الهی چراغ راه برقراری پیوند با خلقت است، واسطه آشتی فلسفه و فقه دانشی خواهد بود که موضوعش شناخت عالم خلقت است و این واسطه جز علم فیزیک نمی تواند باشد. در سال تحصيلى 1331 - 1330، وارد دانشكده علوم شد و با انتخاب رشته فيزيك تحصيلات عالى خود را آغاز كرد. او اين دوره را با نگارش مطالعه در آثار ميدان الكتريك و رادياسيون و گاز ازت روى موجودات زنده به پايان برد. در اين سالها نيز از دانشجويان ممتاز و برجسته شمرده مىشد و مورد توجه بيش از حد استادان بود و سرانجام به خاطر دقت و موشكافى عميق در مسايل علمى محقق و استاد رشته فيزيك شناخته شد. با وجود آنکه بورس ادامه تحصیل در مقطع دکتری نیز برایش فراهم شدو با آنکه دانش پژوهی جزو وجودش بود و سخت شیفته کمال یابی در علوم تجربی و دست آوردهای تعلیم و تربیت بود، این فرصت را به خاطر رسالت دینی تعلیمی و تربیتی خود رها کرد و راهی را که برگزیده بود بی منت ادامه داد. مرحوم روزبه، علاوه بر كسب اطلاعات علمى روز، در معارف اسلامى، فقه و اصول، فلسفه و كلام، ادبيات عرب و تفسير قرآن مطالعات عميق و وسيعى داشت و زبانهاى عربى و فرانسه را خوب مىدانست.
روزبه فردى به تمام معنا جامع مىنمود هر چند تخصص اصلىاش در علم فيزيك بود و در اين رشته تحقيقات ارزندهاى داشت؛ ولى اين امر استاد را از پرداختن به ديگر رشتههاى علمى باز نداشت. او در فقه، اصول، كلام، تفسير وعلوم قرآنى بسيار مطالعه كرده بود. يكى ديگر از ابعاد زندگى وى مدیریت مدرسه علوى است. استاد از آغاز فعاليت اين مدرسه تا آخرين روزهاى زندگىاش يكسره به تعليم و تربيت شاگردانش پرداخت و در طول اين مدت هرگز احساس خستگى نكرد. او اطمينان داشت كه دستپروردگانش در اجتماع و محيطهاى گسترده منشأ آثار و خدمات مفيدى خواهند بود .صبحگاه او از نخستين كسانى بود كه به مدرسه وارد مىشد و شبانگاه با آخرين گروه مدرسه را ترك مىكرد. محيط تربيتى دبيرستان علوى، بخش بزرگى از زندگى او، بلكه تمام زندگى او شده بود. . استاد به شاگردان مدرسه آنقدر نزديك بود كه به راحتى مىشد حس كرد كه چگونه از درد آنها رنج مىكشد و در شادى آنان از خود آنها شادمانتر است. بسيارى از اوقات، در زنگهاى تفريح به جاى رفتن به دفتر مدرسه و استراحت، به ميان شاگردان مىرفت و براى آنها پدر، استاد، مربى اخلاق و الگوى فضايل اخلاقى بود. بسيارى از شاگردان مطالبى را كه حتى با پدران و مادران خود در ميان نمىگذاشتند، به او مىگفتند و او را محرم اسرار خود مىدانستند. بسيارى وقتها، شبها تا ديروقت همراه گروهى از شاگردان در آزمايشگاه فيزيك مدرسه به تحقيق مىپرداخت تا پاسخ پرسش دانشآموزى را بدهد و اشكال وى را ريشهكن سازد. استاد گاه در غيبت بعضى همكاران، كلاس درس آنها را به خوبى اداره مىكرد و همه شاگردان مىگفتد، به سبب نوآورىاش در تدريس، از محضر او بيش از استاد هميشگىشان بهره بردهاند. جلسات تفسير قرآن، از فعاليتهاى ارزنده او در مدرسه بود. او مىدانست هنگامى كه فتنهها چون شبهاى تيره هجوم آورند، قرآن فريادرس انسانهاست، پس با برگزارى كلاسهاى معارف قرآنى دانشآموزان را به قرآن فرا مىخواند. او اولين دوره مسابقات قرآن مجيد را در اين مدرسه برگزار كرد و با بيانات گرم و نافذ خود رنگ و عطر ديگرى به آن بخشيد. اين مجلس و مراسم، همه ساله به ياد او برگزار مىگردد. بهره مادى استاد از دبيرستان، بنا به تقاضاى خود او ، بسيار محدود و تنها به مبلغى اندك، كه زندگى ساده و بىپيرايهاش را در سطح پايين اداره مىكرد، و اين در حالى بود كه از او پيوسته تقاضا مىشد، در دانشگاه با حقوق كلان تدريس كند. اين نوع گذران معيشت هرگز او را از هدفى كه ضرورى تشخيص داده بود، باز نداشت. اخلاق نيك، روحيه قناعت و عشق و علاقه بسيار او به مدرسه علوى سبب شد تا بسيارى از شخصيتهاى علمى و روحانى متعهد شاغل در دانشگاه و غيره دستكم بخشى از اوقات خود را به تدريس افتخارى در آنجا اختصاص دهند. اين امر سطح علمى دبيرستان را چنان ارتقا داد كه از نظر تعلیم و تربیت محيطى صد در صد ايدهآل گرديد و حتى از نظر ميزان قبولى در دانشگاهها در رديف نخست قرار گرفت . وسرانجام 38 سال کوشش و تلاش خستگی ناپذیر وی در راه اعتلای علم و دین، در 21 آّبان 1352 به پایان رسید و همین بودکه " استادرضا روزبه"را مردی سعادتمند و جاودانی کرد . " دلی که به عشق زنده شود، مرگ ندارد. " |
|
تاریخ بروز رسانی ( 27 فروردين 1388 ساعت 06:23 )
|